به نام او ...

گرچه پرواز کند، باز بهر کوی بلند         تا به سر منزل عشق، راه درازی دارد

نرسد دست زلیخا به دل یوسف مصر       چون که در خانه دل، عشق مجازی دارد


 
* منجی باوری در آیین هندوها :

فرازی از بشارت آیین هندو به ظهور موعود : « ... در پایان دوران سیاهی، آخرین تجلی، سوار بر اسبی سفید ظهور خواهد کرد. وی سراسر جهان را با شمشیری آخته درمی نوردد تا بدی و فساد را نابود کند. آن گاه شرایط برای آفرینشی نو مهیا می شود تا دیگر بار عدالت و فضیلت ارزش یابند.» 

 ــ ورونیکاایونس، اساطیر هند، ترجمه باجلان فرخی، ص125.

 

 ** پایان تباهی

«مردمان آن دوره، گناهکار و ستیزه جویند و چون گدایان بد اقبال، سزاوار هیچ اقبالی نیستند. چیزهای بی ارزش را ارج می نهند، آزمندانه می خورند و در شهرهایی زندگی می کنند که پر از دزدان است. ... در پایان چنین دوران سیاهی، آخرین تجلی، سوار بر اسبی سفید به هیأت انسان ظهور خواهد کرد. وی سراسر جهان را ...»

ــ فصلنامه تخصصی در انتظار موعود، ش15، ص 156. به نقل از اساطیر هند، ص 41 و 125.

*** مخلص کلام

دونستن اینکه همه آیین ها و باورها و اعتقادات موجود در سراسر دنیا، نوید بخش حضور سبزی هستند که با خود مهر و مهربانی خواهد آورد؛ و جهان تیره و تاری ـ که همگان می بینیم چگونه رو به سوی تاریکی می نهد ـ را روشنی می بخشد چرا که عطر حضورش، زنده کننده طبیعت وجود آدمی است؛ امیدبخش است و باز علم به اینکه این منجی، امام معصومی است که مهرش از آغاز زندگی خاکی مان در سرشتمان آمیخته است؛ غرور آفرین و مسرت بخش...

اما ...!!!

واقعا حیف است که وقتی نگاهی سطحی می کنیم، می بینیم که عقب مانده ترین گروه از قافله انتظار موعود ماییم!!!

مایی که صاحبان قافله هستیم و انتظار واقعی با حضور آیین ما معنا و مفهوم می یابد، چرا و به چه دلیل باید حتی از قافله هم عقب بمانیم ...!!!

در سرتاسر دنیا همگان دست به فعالیت زده اند و تلاش می کنند دنیا را متقاعد سازند که آن منجی و موعود از آنِ ماست و ماییم امتی که او را یاری می کنیم و امیری ماست که بزودی زود در تمام دنیا سایه افکن خواهد شد!!!

ولی واقعا اینگونه است؟! آیا آنی که حق می گوید ماییم یا که اوست...!!!

البته گفتنش سخت است چون اساسا ما حرفی نزده ایم که بخواهیم روی آن قضاوت کنیم ... و سکوت هم که ملاکی برای قضاوت نیست

فکر کنم! همین الان هم برای به پا شدن خیلی دیر شده اما تا دیرتر نشده و بار پشیمانی اش سنگین تر ، یا علی ...!!!


 

 **** ای بهار ...

ای نسیم سرخوشی که از کرانه ها عبور می کنی!

ای چکاوکی که کوچ تا به جلگه های دور می کنی!

ای ترنمی که پا به پای رودها وآبّشارها

خلوت سواحل خموش را فضای شو می کنی!

ای راهیان! گر از دیار یار ما عبور می کنید

پرسشی کنید از او که ای بهار! کی ظهور می کنی!

التماس دعا

منتظر کوچولو

دسته ها :
دوشنبه 15 7 1387 10:42
X